حديث روز
امام علي (ع) مي فرمايد : هر کس از خود بدگويي و انتقاد کند? خود را اصلاح کرده و هر کس خودستايي نمايد? پس به تحقيق خويش را تباه نموده است.

جمعه, ۲ مهر , ۱۴۰۰ 17 صفر 1443 Friday, 24 September , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 63 تعداد نوشته های امروز : 0×
عید غدیر خم مبارک باد
شناسه : 1520
بازدید 66
3
17 ذی‌الحجه سـال دهـم هـجـرت اسـت ، و اسـلام سـراسـر جزیره العرب را فراگرفته است همه قبایل عرب به آیـیـن مـسـلـمـانـی گـرویـده ، به رسالت حضرت ختمی مرتبت (ص) اقرار کرده اند اثری از بت و بـت پـرسـتی در هیچ یک از قبایل به چشم نمی خورد زحمات صاحب رسالت (ص) به ثمر نشسته و مـیـوه شـیرین خود را به بارآورده است بت از سریرالوهیت فرود آمده ، و کلمه طیبه لااله الااللّه در گستره جزیره العرب ، طنین افکن شده است .
ارسال توسط : نویسنده : مدیر پرتال منبع : روابط عمومی
پ
پ

واقعه غدیر خم

  سـال دهـم هـجـرت اسـت ، و اسـلام سـراسـر جزیره العرب را فراگرفته است همه قبایل عرب به آیـیـن مـسـلـمـانـی گـرویـده ، به رسالت حضرت ختمی مرتبت (ص) اقرار کرده اند اثری از بت و بـت پـرسـتی در هیچ یک از قبایل به چشم نمی خورد زحمات صاحب رسالت (ص) به ثمر نشسته و مـیـوه شـیرین خود را به بارآورده است بت از سریرالوهیت فرود آمده ، و کلمه طیبه لااله الااللّه در گستره جزیره العرب ، طنین افکن شده است .

  اکـنـون تـنها تفاوت مردم ، در ایمان قلبی و سابقه آنان در اسلام است پیامبر عظیم الشان (ص) که حدودبیست و سه سال سخت ترین رنج ها را تحمل کرده ، و در تمام این مدت طولانی لحظه ای در انجام وظیفه و ابلاغ رسالت سستی نورزیده ، و هیچ گاه احساس خستگی نکرده ، اینک دریافته است کـه بـه زودی از ایـن جـهـان رخـت بـرخواهد بست و به دیدار معبود یگانه اش خواهد شتافت پس هـمچنان بی وقفه می کوشد تاآنجا که امت برمی تابد، آداب اسلام را به آنان بیاموزد اندکی از احکام اسلام باقی است ، که هنوز فرصتی برای ابلاغ یا آموزش آنها فراهم نیامده است فریضه مهم حج از آن جـمـله است آن گرامی تا آن روز فرصت نیافته بود حج را چون نماز به مسلمانان بیاموزد و اکنون تنها و آخرین فرصت است .

  اعـلام عـمـومـی شد که رسول خدا(ص) حج می گزارد مردم از قبایل رو به سوی مدینه نهادند و آن حضرت در روز پنج شنبه شش روز، یا شنبه چهار روز به آخر ذیقعده ابودجانه را در مدینه جـانـشین خود ساخته در حالی که همه همسران و خاندانش او را همراهی می کردند و صد شتر قربانی همراه داشت ، از مدینه حرکت کرد .
در آن روزهـا بـیـمـاری سـخـتی (آبله یا حصبه ) در مدینه شایع بود که بسیاری از مسلمانان را از ایـن مـصـاحـبـت مـیـمون محروم می داشت با این حال دهها هزار نفر با پیامبر همراه شدند مـورخـان هـمراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، ۱۱۴ هزار، ۱۲۰ هزار و ۱۲۴ هزار نـفـرنوشته اند ولی با این همه حق این است که بگوییم : چنان جمعیتی در رکاب آن حضرت حـرکت کردکه شمارش بر جز خدا پوشیده است اینان کسانی بودند که از مدینه می آمدند، ولی تعداد حاجیان به این عده منحصر نمی شد زیرا اهل مکه و ساکنان حومه آن و کسانی که از یمن در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع ) آمده بودند، نیز در حج شرکت داشتند .

  حضرت غسل کرد، بدن مبارکش را روغن مالید، خود را خوشبو کرد، موهایش را شانه زد، و ازمدینه بیرون آمد هنگامی که از مدینه بیرون می رفت تنها دو تکه لباس بر تن داشت که یکی را بر دوش انـداخته و دیگری را به کمر بسته بود منزل به منزل پیش می رفت ، وقتی به «ذی الحلیفه » رسید احرام بست و همچنان پیش رفت تا در روز سه شنبه چهارم ماه ذیحجه وارد مکه شد از باب بنی شیبه واردمسجدالحرام شد ، طواف کرد، نماز طواف به جای آورد، بین صفا و مروه سعی نمود و بدین ترتیب اعمال عمره به پایان رسید به کسانی که قربانی همراه خود نیاورده بـودنـد، فـرمـود تقصیر کرده ازاحرام خارج شوند و خود چون قربانی همراه داشت در حال احـرام باقی ماند، تا در منی قربانی کند امیرمؤمنان که از حرکت پیامبر برای حج آگاه شده بود، در حالی که ۳۷ قربانی همراه داشت ، باسپاهیان خود برای شرکت در مراسم حج از یمن حرکت کـرد، و در مـیـقـات اهـل یمن به همان نیتی که پیامبر (ص) محرم شده بود، احرام بست ، و مانند حضرت رسول ، پس از سعی صفا و مروه در احرام باقی ماند .

  رسـول مـکرم اسلام (ص) روز هشتم ذیحجه از طریق منی وارد صحرای عرفات شد، تا مراسم حج راآغـاز کـنـند تا طلوع آفتاب روز نهم در منی ماند و سپس راه عرفات را پیش گرفت ، و در خیمه خویش درعرفات فرود آمد .

  در عـرفـات ، در اجتماع باشکوه مسلمانان ، به شیوایی تمام خطبه خواند در این خطبه مسلمانان را بـه بـرادری و احـترام متقابل سفارش کرد، بر همه آداب جاهلیت مهر بطلان زد و ختم پیامبری را اعـلام نمود تا غروب روز نهم در عرفات ماند وقتی آفتاب غروب کرد و هوا کمی تاریک شد، بـه سـوی «مـزدلفه » شتافت شب را در همان جا سپری کرد صبح روز دهم به طرف منی حرکت کرد آداب منی را به جای آورد و بدین گونه مناسک حج را به مسلمانان آموخت .

  ایـن حـج را حـجـه الوداع ، حجه الاسلام ، حجه البلاغ ، حجه الکمال و حجه التمام خوانده اند با پـایـان گـرفـتـن مراسم حج پیامبر (ص) به سوی مدینه حرکت کرد هنگامی که به سرزمین رابغ رسـیـد، در مـحـلـی کـه غـدیـر خـم نام داشت ، جبرئیل امین بر او نازل شد و پیامی بدین شرح از پروردگار بر او تلاوت کرد :

  یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللّه یعصمک من الناس ان اللّه لایهدی القوم الکافرین .

  ای رسـول مـا! آنـچـه را از سـوی پـروردگـارت بـر تـو نازل شده به مرم برسان و اگر این کار را انـجـام نـدهـی ، رسـالـت خـود را بـه انـجام نرسانده ای و خدا تو را از مردم ایمن خواهد کرد همانا خدای ،قوم کفرپیشه را هدایت نمی کند .

  این پیام الهی ماموریتی خطیر بر عهده پیامبر اکرم (ص ) می گذاشت ، اعلان چیزی که باید همگان ازآن بـاخبر شوند، و اگر چنین نکند، گویاکاری صورت نداده است بنابراین بهترین موقعیت برای اعـلام چـنین پیامی همین جا بود، جایی که راه مصر و عراق و مدینه و حضرموت و تهامه از هم جدا مـی شـود وهـمه حاجیان ناگزیر از آن می گذرند غدیر خم مناسب ترین محلی بود که می توانست چنین پیام سترگی رابه گوش همگان برساند .

  پـس دسـتـور تـوقـف صـادر شـد فـرمـود تـا رفتگان را باز خوانند و صبر کرد تا آنان که در راهند بـرسند اجتماع عظیمی در صحرای تفتیده حجاز گرد آمد روزی سخت گرم و منطقه ای بشدت گرماخیز بود،چنان گرم که مردان نیمی از لباس خود را بر سر انداخته و نیمی دیگر را به پـای خـویـش مـی پیچیدند همه می خواستند بدانند چه چیز باعث شده که پیامبر (ص) در چنین مکان به ظاهر نامناسبی دستورتوقف داده اند حرارت اشتیاق با گرمای هوا آمیخته حاجیان را بی تاب می کرد .

  فـرمـود تـا زیـر چـنـد درخت کهنسال را بروبند و جهاز شتران را بر هم انباشته کنند منبری بلند بـرافـراشـت نـزدیـک ظـهر آن گاه که همه حاجیان در آن صحرا جمع شدند، بر فراز منبر برآمد و خطبه ای بدین شرح ایراد کرد :

  ستایش مخصوص خداوند است از او کمک می خواهیم و به او ایمان می آوریم و بر او توکل می کنیم و از شر نفس و بدی کردارمان به او پناه می بریم ، خدایی که هدایت کننده ای نیست آنکه رااو گمراه سازد و گمراه کننده ای نیست هر که را او هدایت کند گواهی می دهم که معبودی جزخدای یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست اما بعد :

  ای مردم خداوند نیکی کننده آگاه به من خبر داد که هیچ پیامبری بیش از نصف عمر پیامبر پیش ازخـود زنـدگـی نـخـواهد کرد و اندکی بیش نمانده که مرا نیز به سرای باقی دعوت کنند و من اجابت کنم و همانا از من و همه شما سؤال خواهد شد پس شما چه پاسخ خواهید داد؟

  مـردم گـفـتـنـد: گـواهـی مـی دهیم که تو پیام الهی را رساندی و پند دادی و کوشیدی خدایت پاداشی نیک دهد .

  فـرمـود: آیـا شهادت نمی دهید که معبودی جز خدای یگانه نیست و محمد بنده و فرستاده اوست وبهشت او حق و دوزخش حق است و مرگ حق است و قیامت بدون شک خواهد آمد و خداوندتمام مردگان را زنده خواهد کرد؟

  گفتند: آری به همه اینها گواهی می دهیم .

  عرض کرد: خدایا شاهد باش .

  سپس فرمود: ای مردم صدای مرا می شنوید؟

  گفتند: آری .

  فـرمـود: مـن پـیـش از شـمـا بـه حـوض کوثر می رسم و شما در کناره حوض بر من وارد خواهید شـد،حـوضـی کـه عـرض آن بـه انـدازه فاصله صنعا تا بصری است ، و در آن جامهایی است از نقره به شماره ستارگان حال بنگرید که پس از من با دو میراث گرانبها چگونه رفتار می کنید .

  مردی از میان جمعیت فریاد برآورد: یا رسول اللّه ! آن دو چیز گرانبها چیست ؟

  فرمود: یکی از آن دو که بزرگتر است ، کتاب خداست یک طرفش در دست خدا و طرف دیگرش به دسـت شـمـاست ، پس آن را محکم نگه دارید تا گمراه نشوید و دیگری که کوچکتر است ، عترت و خـانـدان مـن اسـت و خـدای نـیـکـی کننده آگاه به من خبر داده است که این دو هرگز از هم جـدانـمی شوند، تا در لب حوض در قیامت به من رسند من هم از خدا همین را خواسته ام پس شما ازآنها پیشی نگیرید که هلاک می شوید و از آنها وا نمانید که هلاک می شوید سپس دست علی (ع)را گرفت و بلند کرد، به طوری که سپیدی زیر بغل هر دوشان دیده شد و همه مردم علی را شناختند .
آنگاه فرمود: ای مردم ! چه کسی نسبت به مؤمنان از خود ایشان سزاوارتر است ؟

  گفتند: خدا و رسولش بهتر می دانند .

  فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنین ازخود ایشان سزاوارترم پس هر کس من مولا و سرپرست اویم ، علی مولا و سرپرست اوست. این جمله را سه بار تکرار کرد .

  سـپـس گـفـت : خداوندا! دوستی کن با هر کس که با علی دوستی کند، و دشمنی کن با هر کس کـه عـلـی را دشمنی کند، دوست بدار هر کس که علی را دوست می دارد، و دشمن دار هر کس او رادشـمـن مـی دارد، یـاری کـن هر کس را که یاریش کند و بی یاور بگذار هر کس تنهایش گذاردو حق را همواره با علی بدار هر طرف که باشد .

  ای مردم باید حاضران ، این پیام را به غایبان برسانند .

  چون خطبه نبوی به پایان رسید امین وحی برای بار دوم نازل شد و او را به این پیام مفتخر ساخت .الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا .

  امـروز دیـن شـمـا را کـامـل کـردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما بـاشـد[اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم ]پیامبر اکرم (ص) پس از دریافت این پیام مسرت بـخش ، فرمود: «اللّه اکبر ! که دین کامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولایت علی بعد از من راضی شد » .

  مراسم تبریک و تهنیت

  پـیـامـبـر اکرم (ص) پس از اتمام خطبه از منبر پایین آمد و در خیمه ای نشست و فرمود تا علی (ع) درخـیـمه ای دیگر بنشیند آنگاه دستور داد تمام اصحاب برای عرض تبریک به دیدار امیرالمؤمنین بشتابندو مقام ولایتش را تبریک گویند .

  نویسنده کتاب تاریخ روضه الصفا پس از نقل جریان غدیر می نویسد :

  پس فرود آمد و در خیمه خاص بنشست و فرمود که امیرالمؤمنین علی (ع) در خیمه دیگربنشیند بعد از آن طبقات خلایق را امر کرد به خیمه علی (ع) رفتند و زبان به تهنیت آن حضرت گشادند و چـون مـردم از این امر فارغ شدند، امهات، به فرموده خواجه کاینات نزد علی (ع) رفته او را تهنیت گفتند .

  و در تاریخ حبیب السیر پس از نقل حدیث غدیر چنین آمده است :

  پس امیرالمؤمنین علی ـ کرم اللّه وجهه ـ به موجب فرموده حضرت رسالت (ص) در خیمه نشست تا طوایف خلایق به ملازمتش رفته لوازم تهنیت به تقدیم رساندند و از جمله اصحاب عمر بن الخطاب ـ رضی اللّه عنه ـ جناب ولایت مب را گفت : بخ بخ یابن ابی طالب اصبحت مولای ومولی کل مؤمن و مؤمنه .

  یـعـنـی خـوشـا حـال تو ای پسر ابوطالب ! بامداد کردی در وقتی که مولای من و مولای هر مؤمن ومـؤمـنـه بـودی بـعـد از آن امـهـات مـؤمـنـیـن بـر حـسـب اشـارت سـید المرسلین به خیمه امیرالمؤمنین (ع)رفته شرط تهنیت به جای آوردند .

  مـرحـوم طـبرسی مفسر و محدث نامی امامیه نیز عین این مطلب را در کتاب اعلام الوری روایت کرده است .

  هـمـه اصـحـاب دوبـاره با پیامبر بیعت کردند و همزمان با علی (ع) نیز بیعت کردند اولین کسانی کـه دسـت بـر دسـت پیامبر(ص) و علی (ع ) نهادند ابوبکر، عمر، عثمان طلحه و زبیر بودندهـمـان طور که پیش از این گفتیم عمر برای تبریک و شاد باش جمله ای را به کاربرد که در تاریخ مـانـدگـار شـد او گفت :بخ ‌بخ یا بن ابی طالب ، اصبحت ، مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنه شمار بسیاری از محدثان اهل سنت این جمله را از اصحاب رسول خدا(ص) که در آنجا حاضر بوده و ایـن جـمـله را از زبان عمر شنیده اند، نقل کرده اند از جمله کسانی که این جمله را روایت کرده اند ابن عباس ، ابوهریره ، برا بن عازب ، زید بن ارقم ،سعد بن ابی وقاص ، ابوسعید خدری و انس بن مالک را می توان نام برد .

  مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر شصت نفر از دانشمندان اهل سنت را نام می برد که این روایت رادر کتب خود آورده اند و بعضی آن را به ابوبکر نیز نسبت داده اند .
آنـگـاه حـسان بن ثابت ، شاعر نامی زمان خود برخاسته عرض کرد: «یا رسول اللّه ! اجازه می خواهم درحضور شما چند بیت درباره علی ( ع) بگویم ».

  فرمود: با برکت الهی بگو :

  حسان بر بلندی رفت و چنین سرود :

  ینادیهم یوم الغدیر نبیهم ـــــ بخم و اسمع بالرسول منادیا .
فقال فمن مولاکم و نبیکم ؟ ـــــ فقالوا و لم یبدو اهناک التعامیا .
الهک مولانا و انت نبینا ـــــ و لم تلق منا فی الولایه عاصیا .
فقال له قم یا علی فاننی ـــــ رضیتک من بعدی اماما و هادیا .
فمن کنت مولاه فهذا ولیه ـــــ فکونوا له اتباع صدق موالیا .
هناک دعا اللهم و ال ولیه ـــــ و کن للذی عادی علیا معادیا .

  یعنی :
ـ پـیـامـبـر مـسـلمانان در روز غدیر با آواز رسا آنان را فرا خواند، و شگفتا! که چگونه فرستاده خدا فریادمی کرد .
ـ پس گفت : مولی و سرپرست و پیامبر شما کیست ؟
در آنجا همه بدون هیچ ابهامی گفتند :
ـ خـدای تو مولای ماست و تو پیامبر ما هستی و هیچیک از ما را نخواهی دید که درباره امر ولایت ، تورا عصیان و مخالفت کند .
ـ و آنگاه به علی (ع) گفت : یا علی برخیز که من تو را برای امامت و رهبری پس از خود برگزیدم .
ـ پـس هـرکـس را کـه مـن رهـبـر و سـرپـرست اویم ، همانا این علی سرپرست اوست پس برای او پیروانی صادق و دوستدار باشید .
ـ و در آنـجـا دعـا کـرد: خـداونـدا دوست علی را دوست بدار و با آن کس که با علی دشمنی کند، دشمن باش .

  نصب امام علی علیه السلام به خلافت در روز غدیر

  سه روز طول کشید تا مراسم بیعت و تهنیت به پایان رسید حال ، تکلیف خلافت کبرای الهی مـعـلـوم وخـلیفه رسول خدا منصوب شده ، مردم او را شناخته و با او بیعت کرده اند دیگر وقت آن رسیده بود که مراسمی چون تاجگذاری شاهان برگزار شود پیامبر(ص) امیرالمؤمنین را خواست و عـمـامـه خود را که «سحاب » نامیده می شد بر سر وی نهاد و دنباله های آن را تا روی شانه هایش آویخت و فرمود: یا علی العمائم تیجان العرب ، یعنی عمامه تاج عرب است .

  سـپـس فـرمـود: پـیـش بیا حضرت پیش آمد فرمود: برگرد حضرت برگشت آنگاه رو به اصـحـاب کرده فرمود: «فرشتگانی که در روز بدر و حنین به یاریم آمدند، این گونه عمامه بر سر داشتند .

  و فـرمـود: «عـمامه سیمای اسلام است ، عمامه علامتی است که مسلمان را از مشرک جدا می کند» و فرمود: «ملائکه با این شکل به نزد من آمدند » .
بـدیـن تـرتـیـب واقـعـه غـدیـر بـه پـایـان رسـیـد و حاجیان هر کدام راه دیار خویش گرفته در اطراف جزیره العرب پراکنده شدند آنان حدیث ولایت را به گوش همه مسلمانان رساندند .

نوشته هاي مشابه

ثبت ديدگاه

  • ديدگاه هاي ارسال شده توسط شما، پس از تاييد توسط تيم مديريت در وب منتشر خواهد شد.
  • پيام هايي که حاوي تهمت يا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پيام هايي که به غير از زبان فارسي يا غير مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.